قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

473

تاريخ نگارستان ( فارسى )

ميرزا نيز ديدن كند رفت . گويا ريش جناب خان مروى بواسطهء رنك و حنا رنك زيبايى پيدا كرده بود حسين على ميرزا را خوش آمده پرسيد چه تدبير مىكنى كه اين الوان پيدا مىشود . خان اين سخن را حمل بر خفت عقل شاهزاده كرده از مقولهء ديگر سخن ميگويد چون از حضور بازميگردد ملازمان ميگويند شاهزاده را چگونه يافتى ميگويد : گوسالهء مادر حسن . اين گوسالهء مادر حسن هواى سلطنت داشت انتهى شعر : سخندان پرورده پير كهن * بينديشد آنگه بگويد سخن بنطق آدمى بهتر است از دواب * دواب از توبه گر نگوئى صواب اگر هواى پادشاهى در سر على شاه افتاده بود تعجب نبود زيرا در تهران توقف داشت و خود را آماده مىدانست . سركردگان عباس ميرزا هواخواه محمد شاه پسرش بودند مانند ميرزا ابو القاسم فراهانى وزير و اللّه يار خان آصف الدوله رئيس يوخارىباش خالوى او وعدهء صاحب منصبان انگليس در نظام آذربايجان مستخدم بودند جان‌كانتيل وزير مختار انگليس سىهزار تومان براى مخارج حركت محمد شاه به تهران وام داد . در اوائل سال 1251 به تهران حركت كرد سفير روس و سفير انگليس در ركاب بودند و سرهرى - ليندس رئيس سپاه بود . منوچهر خان از مهاجرين گرجستان با سوارهء ايلات قزوين به سپاه محمد شاه پيوست . على شاه و على نقى ميرزا و امام وردى ميرزا كه جنازهء فتحعلى شاه را به قم برده بودند با عده‌اى روانهء قزوين كرد كه اگر بتوانند بمدافعه و الا بمصالحه پردازند ايشان شكوه سپاه محمد شاه را كه ديدند از على شاه بريدند و مخاصمه را مصلحت نديدند . محمد شاه پنهانى فرمانى بمحمد باقر خان قاجار فرستاد كه حكومت تهران داشت و خالوى محمد شاه بود وى على شاه و محمد جعفر خان وزير او را شبانه در بند كشيد . پس از جلوس منوچهر خان معتمد الدوله با سرهانرى بشيراز مأمور شدند جمعيت حسين على ميرزا پراكنده شد شيراز بدون جنك بدست آمد . حسين على ميرزا گرفتار شد حسن على ميرزا شجاع السلطنه رئيس سپاه او باصفهان آمده بود منهدم گشت . ظل السلطان و فرمان‌فرما موظف شدند و مقرر شد در خوى و كربلا توقف كنند . حسن على ميرزا را كور كردند و حسينعلى ميرزا به زودى درگذشت . ملك‌آرا كه در مازندران بود سر فرمانبردارى پيش آورد شاهزادگان ديگر به دو پيوستند . آنان كه بلندپروازى ميكردند سركوب شدند و باردبيل افتادند . ميرزا ابو القاسم قايم مقام بسال 1251 هجرى بدستور محمد شاه كشته شد جمعى محرك بر قتل وى ميرزا آقاسى را مىدانند . بعد از او ميرزا آقاسى ايروانى صدراعظم شد وى معلم محمد شاه بود و روس‌خواهى مسلك درويشى او بود . در جواب اين جمله گفته مىشود در صورتى كه ستايش و تأييد انگليسها